تبلیغات
ازگنین سفلی رودبار الموت - مطالب افسانه ها و باورهای محلی الموت

ازگنین سفلی رودبار الموت
 
معرفی الموت و روستای ازگنین سفلی

حمایت از ما



 
نوشته شده در تاریخ شنبه 30 آذر 1392 توسط ازگنین سفلی
شب یلدا بیشتر مردم الموت نزد بزرگ روستا می روند و داستان می شوند و آرزوی سالی پر بركت می كنند. انواع و اقسام خوراكی‌ها، میوه، آجیل و شیرینی‌های محلی و پخت نان مخصوص با شیر و گردوی ساییده و ماست و هندوانه جزء اصلی سفره الموتی ها است. آنها معتقدند با خوردن این اقلام تا آخر زمستان از گزند سرما در امان هستند.

شب یلدا در بیشتر روستاهای الموت شبیه به هم است. چند روز مانده به یلدا تدارك برگزاری آن چیده می‌شود. انواع و اقسام خوراكی‌ها، میوه، آجیل و شیرینی‌های محلی و پخت نان مخصوص با شیر و گردوی ساییده و ماست و هندوانه جزء اصلی سفره الموتی ها است. آنها معتقدند با خوردن این اقلام تا آخر زمستان از گزند سرما در امان هستند.
 
حضور بر سر مزار از دست‌رفتگان قبل از غروب آفتاب یكی از مهم‌ترین رسوم است البته با روشن كردن شمع و یا فانوس‌گذاری و روشن گذاشتن چند نقطه به وسیله آتش. این رسم در بیشتر روستاهای الموت باقی مانده.
 
از غذای آماده شده آن شب برای بستگان، همسایگان و برای خانواده‌هایی كه تازه وصلت انجام پذیرفته و فامیل و وابسته شده‌اند برده می‌شود و اگر در آن شب گذرتان بر هر خانه‌ای افتاد با انواع غذاها روبه‌رو می‌شوید.
 
لحظاتی بعد از شام گروهی با نقابی كه به چهره دارند در كوچه و پس كوچه به راه افتاده و با آواز و ترانه‌های مخصوص صاحب‌خانه را از آمدنشان مطلع می‌سازند و صاحب خانه با چیزهای موجود در خانه به آنها هدیه می‌دهد.
 
قدیم كه خانه‌ها نزدیك و در كنار هم بود سقف یا پشت‌بام هر خانه حیاط خانه دیگری بود مردم برای تهویه هوا یا عبور نور سوراخی را در سقف ایجاد می‌كردند به نام (دریجه) یا (لوجن).
بعد از شام جوانان با كیسه‌های مخصوص كه بیشتر بافته شده از پشم گوسفند یا بز بود با تكه طنابی از این سوراخ به پایین انداخته و صاحب‌خانه با مشاهده كیسه هدیه‌هایی را كه بیشتر شامل گردو، فندق، آلبالو خشكه، نخودچی، كشمش، انار، ذرت، مركبات، تخمه، آجیل. هر خانه‌ای بنا بر توان شخصی در داخل كیسه‌ها گذاشته و صاحب كیسه آن را از همان دریچه به بالا می‌كشید بعد از جمع‌آوری خوراكی‌ها و هدایا در یك جا جمع شده و مخلوط می‌كردند و برای هر خانه‌ای جداگانه هدیه از همان خوراكی‌ها در نظر گرفته به در تك‌تك خانه‌ها رفته و بدون اینكه كسی آنها را بشناسد با ضربه‌ای به در متواری می‌شدند. اما جوانی كه تازه با خانواده‌ای وصلت كرده در آن شب با پوشانیدن چهره از همان دریچه كیسه‌ای را به داخل خانه‌ می‌انداخت صاحب خانه با مشاهده كیسه مخصوص می‌فهمید كه شخصی كه بالای بام است كیست و داخل كیسه را با وسایلی مانند جوراب، دستمال، كلاه، شال‌گردن و شیرینی به بالا می‌فرستاد و فردای آن روز داماد آینده با هدیه برای نوعروس و خانواده به دیدار آنها می‌رفت.
 
بیشتر مردم نزد بزرگ روستا رفته و از هر دری سخن می گفتند، داستان‌هایی از قهرمانی‌های افراد در گذشته، زمستان‌های سخت، حمله حیوانات وحشی، سیل‌ها، بهمن‌ها و حوادث طبیعی و غیرطبیعی سخن‌ها می‌گفتند و در ضمن این صحبت‌ها، از مشكلاتی كه در طی چند ماه گذشته از نظر كشاورزی، دامداری، خانوادگی و غیره داشتند گفت‌وگو كرده و در پی راه‌حل‌های بهتر هستند و در نهایت با آرزوی زمستانی پربرف و بركت و خانه‌هایی گرم و روشن و دل‌هایی مهربان به سوی خانه‌های خود می‌روند.
منبع:روستای کوشک




طبقه بندی: افسانه ها و باورهای محلی الموت، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 توسط ازگنین سفلی

55745778

افسانه های محلی در منطقه عقاید خرافی و داستانی غیر واقعی زیادی وجود دارد که با گذشت زمان آنها بی رنگ شده است و از ردیف اعتقادات مردم فاصله گرفته و به افسانه ها می پیوندد و بیشتر از آنها در شب نشینی ها و معمولا در زمستانها که مردم بیکار هستند و شب ها دور هم جمع می شوند پیر مردها یا پیر زنها برای کوچکتر ها البته با آب و تاب خاصی نقل می کنند وبعضی از آن عقاید هنوز در میان مردم رنگ نباخته و در زندگی روز مره استفاده می شود مثلا مردم معتقدند که اگر غبار یا مه در هوا وجود داشته باشد می گویند که هوا دلگیر است ومنتظر حادثه ای ناخوشایند هستند همچنین معتقدند که اگر در شب بترسیم و بگوییم که ما سوزن و سنجاق داریم از دست اجنه در امان هستیم یا مثلا بعضی ها نقل می کنند که شبی یکی از اهالی روستا برای آبیاری مزارع خود از محل دور می شود و وقتی به زمین خود نزدیک می شود متوجه می شود که در آن نزدیکی عده ای مشغول شادی هستند دقت می کند می بیند که عروسی اجنه است او مخفیانه مشغول تماشای آنها می شود می بیند که آنها در حال پذیرایی با ظرف های رنگارنگ هستند و آن مرد طمع می کند چون می دانسته که با گفتن نام خدا آنها ناپدید می شوند و ظرف ها برای او خواهد ماند در نتیجه نام خدا را می آورد جن ها ناپدید می شوند و قتی ان مرد برای جمع کردن ظرف ها می رود می بیند که بعضی از ظروف به چشمش آشناست ظرف ها را به محل می برد و متوجه می شوند که هر ظرف مال یکی از اهالی روستا بوده و برای ن باورند که اجنه ظرف هایی را که بدون نام خدا در جایی قرار بگیرند به صورت امانت می برند و پس از استفاده دوباره باز می گردانند از این ماجرا به بعد اهالی منطقه هر وسیله ای را که در جایی قرار می دهند با نام خدا همرا است.

همچنین معتقدند اگرگربه دست و رو بشوید نشانه این است که یا باران می آید یا میهمان.

اهالی منطقه معتقدند که نباید به گربه ها آب پاشید چون این کار سبب در آوردن زگیل می شود.

اهالی منطقه شب آب جوش به زمین نمی ریزند مگر با گفتن بسم الله الرحمن الرحیم و معتقدند که اگر بدون نام خدا آب جوش را زمین بریزند ،بچه های اجنه که پراکنده هستند می میرند و پدر و مادر ش بچه این فرد را اذیت خواهند کرد.

زنی را که تازه زایمان کرده است هرگز تنها نمی گذارند در اتاقش آیه الکرسی می گذارندواز اجسامی مثل سوزن و کارددرزیر متکای زن زائو قرار میدهند.

شب جارو نمی کنند می گویند که برکت خانه می رود.

هر کس عطسه کند حاضرین می گویند خیر باشد او هم می گوید سلامت باشید.اگر کسی یک عطسه کند علامت صبر است اگر دو عطسه کند نشانه جحد است.

اگر کاری را شروع کرده باشند در مورد اول اندکی صبر کرده ودوباره آن را ادامه می دهند ودرمورد دوم سریعتر انجام میدهند.

پیش تر ها اگر جارو به کسی برخورد می کرد نوک جارو را می شکستند و معتقد بودند که جارو سبب کوچک شدن قد شخص می شود.

بعضی از قدیمی های منطقه نیز داستان هایی مبنی بر به خدمت گرفتن جن ها توسط انسان ها را نقل می کنند که نمی دانم تا چه حد صحت دارد.

اگر زن باردار تنبل باشد می گویند که بچه اش دختر است و اگر چالاک باشد می گویند که بچه وی پسر است.

برخی معتقدند که اگر به گردن کودکان خرمهره و مهره های دیگر بیاویزند از چشم زخم در امان می مانند.

مرغی که مثل خروس بخواند او را بد یمن می دانند همینطور خروسی که در شب بخواند.

درموقع خواب جامه و جوراب را بالای سر خود نمی گذارند چون بر این باورند که شخص خواب آشفته می بیند.

وقتی مژه ای بیفتد نشانه این است که خبری برای شخص در راه است.

وقتی ظروف یا استکان ها در سفره با هم ردیف شوند برای صاحب خانه مهمان خواهد آمد.

اگر کلاغ بخواند نشانه این است که خبر میدهد که شخصی می آید.

اگر کفش ها روی هم قرار بگیرد نشانه این است که پشت سر صاحب کفش حرف می زنند.

زن باردار اگر هنگام بلند شدن دست چپ خودرا زمنین بگذارد می گویند بچه دختر است و اگر دست راستش را زمین بگذارد می گویند پسراست.

همچنین مردم معتقدند که اگر ماری را زخمی کنی و نکشی آن مار یا جفتش حتما آن فرد رانیش خواهد زد.

اهالی منطقه بر این باورند که نباید مار سیاه را کشت چون نظر کرده است.

معتقدند که شب نباید از زیر درخت گردو عبور کرد چون سنگین است و اجنه آن ها را اذیت می کند.

منبع :فرهنگ عامه منطقه الموت غربی آقای غلامحسن برخورداری





طبقه بندی: افسانه ها و باورهای محلی الموت، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به پایگاه اطلاع رسانی روستای ازگنین سفلی میباشد| ezgeninsofla.mihanblog.com

  • رمز موفقیت
  • رفتن
  • ضایعات