تبلیغات
ازگنین سفلی رودبار الموت - مطالب ابراهیم برخورداری

ازگنین سفلی رودبار الموت
 
معرفی الموت و روستای ازگنین سفلی

حمایت از ما



 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1 اردیبهشت 1388 توسط ازگنین سفلی

گفتگو با ابراهیم برخورداری، آتش نشانی که تیرانداز المپیکی ایران شد.

ملی‌پوشی كه سومین سهمیه المپیک را برای تیراندازی به ارمغان آورده، روزی که برای ثبت نام در کلاس کشتی به مجموعه ورزشی تختی قزوین رفت هیچگاه فکر نمی کرد که تعطیلی کلاس کشتی در آن روز او را به یک قهرمان در رشته تیراندازی تبدیل کند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، ابراهیم برخورداری که در مونیخ آلمان مسابقات جام جهانی را پشت سر گذاشت، شاید مسیری متفاوت را نسبت به روال عادی زندگی یک قهرمان ورزشی را تجربه کرده باشد. او همچنین امیدوار است به عنوان نماینده ایران در لندن حاضر باشد.

ابراهیم برخورداری

گفت وگوی ایسنا با این تیرانداز المپیکی را در ادامه می خوانید.

* می خواستم کشتی گیر شوم از کلاس تیراندازی سر درآوردم

سال 77 بود که می خواستم کشتی گیر شوم و دو بنده و کفش کشتی خریدم و به همراه پسرعمویم به مجموعه ورزشی تختی قزوین رفتم که در کلاس کشتی ثبت نام کنم اما وقتی به آنجا رسیدم سالن کشتی بسته بود و چشمم به یک درب کوچک کنار شوفاژخانه این مجموعه ورزشی افتاد که در اصل اتاق هیات تیراندازی استان بود. وقتی دیدم سالن کشتی تعطیل است به اتاق کوچک هیات تیراندازی رفتم و در کلاس های تیراندازی ثبت نام کردم. همان جا دو بنده و کفش کشتی را به پسرعمویم دادم.

از حضورم در رشته تیراندازی دو ماه نگذشته بود که توانستم اولین مدال استانی خود که مقام سومی کشوری بود را بگیرم و پس از آن توانستم اولین مدال طلای خود را در اولین حضورم در مسابقات کشوری کسب کنم و حالا حدود 12 سال است که عضو تیم ملی هستم. خانواده ام با رشته تیراندازی آشنایی داشتند چون پدرم یک شکارچی بود و عمویم هم در رشته تپانچه مقام قهرمانی کشوری را داشت و عضو تیم ملی بود . تجربه خانوادگی توانست در روند تمرینی من تاثیر بسیار خوبی داشته باشد.

تیراندازی یک رشته سخت است که نیاز به قدرت ذهنی و تمرکز زیاد دارد. من در سالهایی که با تیراندزای آشنا شده ام از تک تک تکنیک های تیراندازی در زندگی شخصی ام هم استفاده می کنم. در تیراندازی زمانی که موفقیتی را به دست می آوری نباید تنها به برتر بودن خودت توجه کنی و در زندگی هم همین قاعده وجود دارد. در ورزش تیراندازی ممکن است یک تیرانداز حدود 1ساعت و 45 دقیقه تیر بیاندازد که این زمان نسبت به زمان بسیاری از رشته های ورزشی طولانی تر است و گاهی اوقات شرایط طوری می شود که ضربان قلب بسیار بالا می رود و این موضوع بر عملکرد یک ورزشکار تاثیر دارد.

* زمانی که می خواستم تیراندازی را کنار بگذارم سخت ترین لحظه زندگی ام بود

ورزش همیشه سختی های خودش را دارد و ناراحتی و شادی همیشه با ورزش بوده است . من تجربیاتی که در ورزش برایم سخت بوده است را جزو بدترین خاطراتم یاد می کنم که یکی از آن ها به سال 2006 و پس از برگشتن از مسابقات جهانی ایتالیا بر می گردد. زمانی که تازه درسم تمام شده بود و خدمت سربازی هم رفته بودم دیگر باید سر کار می رفتم و نمی توانستم تیراندزای کنم ، آن زمان بود که به اجبار تصمیم گرفتم تیراندازی را کنار بگذارم.

هیچ وقت فراموش نمی کنم که مسابقات جهانی ایتالیا زمانی که داشتم از سالن به سمت هتل می رفتم در مسیر به خاطر تصمیمی که گرفته بودم (کنار گذاشتن تیراندازی) گریه کردم و به هیچ کس هم نمی توانستم توضیح دهم که چرا گریه می کنم. زمانی که می خواستم تیراندازی را کنار بگذارم سخت ترین لحظه زندگی من بود . من مجبور شدم سه چهار ماه تیراندازی را کنار بگذارم و در یک شرکت به عنوان سرپرست قسمت تولید مشغول به کار شدم و پس از آن از طرف یکی از دوستانم پیشنهاد شد که در تست های آتش نشانی شرکت کنم هر چند من هم می گفتم که شرایط بدنی ام خوب نیست و احتمال قبولی ام کم است. با اصرار دوستم ثبت نام کردم و با یک هفته تمرین در تست آتش نشانی شرکت کردم و در لیست به عنوان آخرین نفر قبول شدم.

* آتش نشان شدنم اتفاق خوبی بود چون فرصت تمرین تیراندازی داشتم

اتفاق خوب این بود که در آتش نشانی 24 ساعت کار و 48 ساعت استراحت بود و من می توانستم دوباره تیراندازی کنم .حدود 6 سال در گروه امداد و نجات آتش نشان بودم و هر چند عضو تیم ملی بودم اما در این سال ها بارها و بارها در عملیات های مختلف جانم را به خطر انداخته‌ام. یکی از جالب ترین خاطراتم این است که یک باغی در قزوین آتش گرفته بود و من به همراه 14 آتش نشان دیگر هم مشغول اطفاء این آتش سوزی بودیم که ناگهان از رادیو ورزش تماس گرفتند و من هم پیش از آن قول داده بودم با آن ها مصاحبه کنم و نمی توانستم در آن لحظه شرایطم را توضیح دهم. برای همین گفتم اجازه دهید که جایم را عوض کنم. من به عنوان قهرمان تیم ملی در حالی که لباس آتش نشانی به تن داشتم مجبور شدم کمی دور تر از محل آتش سوزی بالای درخت بروم و از آنجا با رادیو ورزش صحبت کنم.

چندی پیش رییس هیات تیراندازی استان من را ترغیب کرد که با استاندار قزوین ملاقاتی داشته باشم و آنجا عنوان کردم که بعد از 55سال در استان یک تیرانداز قزوینی توانسته کسب سهمیه المپیک داشته باشد که با توجه صحبت های انجام شده استاندار دستور داد که از این به بعد با سازمان فرهنگی و ورزشی شهرداری همکاری داشته باشم و با پیگیری هایی که انجام شد قبول کردند که تا المپیک سرکار نروم و به تمریناتم برسم.

* بعد از المپیک تیراندازی را کنار نمی گذارم

بزرگترین آرزویم کسب سهیمه المپیک بود و من در تیرماه سال 90 توانستم سهمیه بگیرم هر چند کسی تصورش را نمی کرد که در مسابقات جهانی بتوانم کسب سهمیه داشته باشم. خوشبختانه این اتفاق افتاد و موفق شدم که در مسابقات جهانی مونیخ به عنوان آخرین مسابقات جهانی که سهمیه در آن توزیع می شد سومین سهمیه ایران را بعد از خانم ها جام بزرگ و احمدی برای ایران کسب کنم.

با توجه به این که بیش از یکسال از کسب سهمیه ام گذشته بسیار سخت است که خود را در آمادگی کامل نگه دارم. البته این موضوع برای خانم جام بزرگ سخت تر است چون از كسب سهمیه‌ی او حدود دو سال می‌گذرد. ما فشار بسیار زیادی را متحمل می شویم و در هر مسابقه ای که شرکت می کنیم شرایط عادی برایمان وجود ندارد و همه چیز برایمان سخت شده است چون باید خود را در اوج نگه داریم در حالی که ورزشكار یک یا دوبار به نقطه اوج خود بر می گردد اما ما حدود یکسال است که سعی کره ایم خود را در این نقطه نگه داریم.

من از نظر روحی و فنی در شرایط خوبی قرار دارم و در این مدت به جز مسابقات آزمایشی لندن عملکرد بدی نداشته ام. حتی در حال حاضر به این فکر نمی کنم که آیا به المپیک می روم یا خیر بلکه فکر می کنم در المپیک چه کاری باید انجام دهم؟ من همیشه هدف های بلند برای خود می خواهم و در این مسیر هم گام بر می دارم. سن قهرمانی در رشته تپانچه بین 35 تا 40 سال است. تجربه حرف اول را در این رشته می زند. من هم تصمیم دارم پس از المپیک از تجربه ای که در سال های اخیر کسب کرده ام در ادامه مسیر خود استفاده کنم و تیراندازی را کنار نخواهم گذاشت چون هم تجربه بیشتری را به دست آورده ام و هم شرایط برایم بهتر از گذشته خواهد بود.

* تجهیزات تیراندازی مشکل همیشگی

مهمترین مشکلات تیراندازان نداشتن تجهیزات است و هر سال تجهیزات این رشته ورزشی ارتقاء می یابد و سال به سال به روز می شود چون رقابت تیراندازی به میلی متر بستگی دارد و تجهیزات نقش اساسی را در این رابطه بازی می کند اما با توجه به تحریم هایی که نسبت به ایران وجود دارد ما با مشکلاتی در این خصوص روبرو هستیم.به طور مثال بهترین مهمات در کشور انگلیس است که قهرمانان دنیا در کارخانه های این کشور مهمات مورد نظر خود را تست می کنند اما چنین موقعیتی برای ما وجود ندارد.

* مسوولان به فکر آینده ورزشکاران ملی باشند

یکی از مشکلات ما این است که متاسفانه ورزش در کشور ما به عنوان یک شغل مطرح نیست در حالی که در کشورهای دیگر مانند چین این طور است که کسی که در تیم مل حضور دارد از دیگر شغل های خود باید استعفاء دهد چون مفتخر است که عضو تیم ملی کشورش است و جایگاه ویژه ای برای او دارند.

چنین موضوعی برای ملی پوشان در حد یک آرزو است. من ورزشکارانی را دیده ام که بعد از یک عمر قهرمانی در وضعیت خوبی قرار ندارند و حتی در رکود اجتماعی به سر می برند. آن ها که در زمان قهرمانی نتوانستند تحصیلات خود را ادامه دهند و حرفه ای به جز ورزش نداشتند پس از دوران قهرمانی خود جایگاهی در اجتماع ندارند و این موضوع یکی از دغدغه های اصلی ورزشکاران است و انتظار دارم به عنوان یک سرمایه که سال ها برایم هزینه شده است به من نگاه شود. دراین صورت قول می دهم که بهتر از قبل عمل کنم. من قهرمانی خود را ادامه خواهم داد اما مسوولان به خصوص وزارت ورزش به فکر آینده ورزشکاران ملی باشند چون بهترین سال های عمرشان را در ورزش هزینه کرده اند.

منبع:ایسنا

 




طبقه بندی: ابراهیم برخورداری، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به پایگاه اطلاع رسانی روستای ازگنین سفلی میباشد| ezgeninsofla.mihanblog.com

  • رمز موفقیت
  • رفتن
  • ضایعات