تبلیغات
ازگنین سفلی رودبار الموت - مطالب گردشگری در الموت

ازگنین سفلی رودبار الموت
 
معرفی الموت و روستای ازگنین سفلی

حمایت از ما



 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 مهر 1392 توسط ازگنین سفلی

چندی است دوستان وبلاگ نویس، مطالب ارزنده ای درحوزه ساماندهی توریست و حفظ محیط زیست ارائه می کنند. از دقت نظر دوستان در طرح مساله و پرداختن به این بحث مهم و اساسی بسیار خوشحال شدم. در ضمن مطالعه، جای نکاتی را خالی دیدم که در اینجا برخی از آنها را مطرح می کنم و از دوستان دعوت می کنم به تکمیل شدن این بحث کمک کنند.

بی تردید الموت با داشتن سابقه تاریخی خاص و طبیعت بکر و منحصر به فرد خود جذابیتهایی غیر قابل انکاری دارد. وجود اکوسیستمهای طبیعی در جای جای منطقه الموت بزرگ، نکته قابل توجهی را به ذهن متبادر می کند و آن اینکه آیا باید الموت را مانند سایر مناطق توریستی درنظرگرفت و یا باید بر اساس تفاوتهای منطقه بحث گردشگری را به شیوه های خاص مطرح نمود!؟ ورود گردشگران به روستاها و محلهای الموت مفید یا مضرر است ؟ آیا باید از ورود گردشگران داخلی و خارجی استقبال کنیم یا مانع از آن شویم ؟ آیا باید هتلها و مهمانسراهای بزرگ ساخت ؟ یا مانع از ساختن اینگونه ساخت و سازها شد؟! و سوالاتی از این دست ما را با تضادهای متعددی مواجه می کند.کدامیک از این دو مورد باید مورد توجه علاقه مندان به توسعه پایدار و فعالان اجتماعی منطقه الموت بزرگ قرار گیرد؟

برخی معتقدند که این فرایند رو به جلوست و نمی توان مانع از ورود گردشگران شد، ضروری است به زیرساختها بپردازیم. عده ای نیز معتقدند که باید ممنوعیتهایی ایجاد کنیم و از منطقه دنج و خلوت خود دفاع کنیم. هر کدام از ما (الموتیها) براساس علایق، سلیقه ها و حس وطن دوستی خود، در یکی از این دو گروه قرار می گیریم.

بر اساس ضرورتها و علایق شخصی و تخصصی، مطالعاتی در حوزه مبانی و ادبیات توسعه پایدار انجام داده ام و چندی است مباحث زیست محیطی را پیگیری می کنم. مفاهیمی مانند: توریست، اکوتوریست، سواد زیست محیطی، طبیعت گردی و بوم گردی ، صنعت اکوتوریسم و... در ادبیات این حوزه جایگاه ویژه ای دارد که هر کدام به تناسب، موضوعات و مباحث عمیق و دقیقی را دربر می گیرد.

به نظر بنده وجود اکوسیستمهای طبیعی در الموت از جمله ویژگیهایی است که این مطنقه را با سایر مناطق توریستی مانند شیراز، اصفهان و.. متمایز می کند. بر این اساس ضروری است بحث گردشگری در این منطقه از دیدگاه خاص اکوسیستمها دیده شود. صنعت گردشگری امروزه دو حوزه خاص یعنی گردشگری و طبیعت گردی را از یکدیگر جدا می کند. گردشگران لزوما طبیعت گردان نیستند!

طبیعت گردان بر پایه طبیعت زنده، لذت از مشاهده آن و مهمتر از آن، با دید مسئولانه وارد مناطق طبیعی می شوند. حال آنکه گردشگران و توریستها بر پایه امکانات رفاهی و لذتهای زندگی عادی به منطقه توریستی وارد می شوند.

طبیعت گردان از مرحله علاقه ساده نسبت به طبیعت فراتر رفته و به عرصه شناخت رازها و زیبایی های عمیق وارد شده اند. از راهنماهای محلی و امکانات محلی استفاده می کنند و به رونق بخشی آن کمک می کنند. حال آنکه گردشگران برای ورود به منطقه گردشگری خود را نیازمند حضور موسسات، هتلها و شرکتهای رفاهی بزرگ می دانند.

تنها اثری که از طبیعت گردان باقی می ماند رد پای آنها و عکسها و خاطرات سفر آنهاست حال آنکه گردشگران عادی، تولیدکنندگان زباله، تخریب کنندگان باغها، مزارع، چشمه ها و منابع طبیعی هستند.

طبیعت گردان به حساسیتهای فرهنگی و قومی احترام گذاشته و آنها را به رسمیت می شناسند، آرامش محیط و حیات وحش برایشان ارزشمند است و به حفظ و غنای آن کمک می کنند و در سفر از محصولات محلی به جای تولیدات کارخانه ای استفاده می کنند.

درباره تفاوت بین طبیعت گردان و گردشگران مطالب بسیار زیادی وجود دارد که می توان در بحثها و جلسات حضوری بشکل دقیقتر مطرح نمود و برای عملیاتی شدن آن برنامه ریزی نمود.

به امید روزی که طبیعت گردان را در مطنقه الموت ببینیم!

منبع:بزم جولادک





طبقه بندی: گردشگری در الموت، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 24 اردیبهشت 1392 توسط ازگنین سفلی

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران،شاید بتوان اردیبهشت را زیباترین ماه طبیعت دانست؛ چراكه همه چیز در آن رنگ و بوی دیگری دارد. در این ماه به هر جایی كه سفر كنیم، شگفتی‌های زیادی از طبیعت را می‌بینیم؛ اما بیایید این بار جایی متفاوت را برای سفر انتخاب كنیم جایی نزدیك قزوین كه در اردیبهشت، بهشت كوهستان‌های ایران می‌شود.



نام الموت را بارها شنیده‌ایم، اما شاید اطلاعات كمی درباره آن داشته باشیم. الموت، منطقه‌ای كوهستانی در شمال قزوین است كه شامل دره‌ها و قله‌های بلند و روستاهای زیادی است كه مرز بین استان قزوین و شمال ایران به شمار می‌رود. الموت ویژگی‌های منحصر به فردی دارد كه می‌تواند هر كسی را با هر سلیقه‌ای در سفر راضی كند.

این منطقه سرسبز و خرم از روزگاران كهن محل سكونت اقوام مختلفی بوده و سابقه‌ای طولانی در تمدن و تاریخ ایران دارد.

غارهای طبیعی الموت

غارهای طبیعی بی‌شماری در منطقه الموت وجود دارد كه بعضی از آنها زیستگاه انسان در طول تاریخ بوده است، چون غارهای دلوكان و اندج در رودبار الموت، میلك و اكوجان در رودبار شهرستان و غار سفیدآب در 4 كیلومتری شمال روستای سفیدآب. در دل كوه سفید چشمه به ارتفاع تقریبی 2 هزار و 400 متر از سطح دریا غار شگفت‌انگیز سفیدآب واقع شده است. این غار به خاطر وجود آب بسیار، دهلیزهای عمودی فراوان – كه فرود بعضی چاه‌روهای آن به عمق 50 متر می‌رسد- استالاكتیت و استالاكمیت‌های جوان و بافت‌های گل كلمی در سطوح مختلف آن مورد توجه غارنوردان و توریست‌های ماجراجو است.



از الموت دست‌خالی بازنگردید

به لطف پوشش گیاهی مناسب، پرورش زنبور عسل هم از رونق خوبی برخوردار است و عسل این منطقه كیفیت مطلوبی را دارد، پس در سفر به الموت خرید محصولات لبنی و عسل را از یاد نبرده و دست خالی برنگردید.

ارتفاع زیاد و بارش‌های مناسب باعث شده تا این منطقه كوهستانی رویشگاه انواع گیاهان دارویی و درختان میوه باشد ازجمله آویشن، كتیرا، گون، سورینه و درختانی مانند ارس یا سرو كوهی، تبریزی، چنار و گردو كه فراوان در الموت یافت می‌شود.



سرو كوهی، درختی مقاوم است كه در ارتفاع صخره‌ها و در شرایط سخت آب و هوایی، جایی كه كمتر درختی توان ادامه حیات را دارد، رشد می‌كند و عمر برخی از آنها به هزار سال هم می‌رسد، اما در كنار این تنوع گیاهی، جانوران زیادی هم زندگی می‌كنند؛ مانند گرگ، خرس، روباه و گراز.این ناحیه جزو معدود مكان‌هایی است كه هنوز هم می‌توان در مناطق بكر آن پلنگ ایرانی را مشاهده كرد.


ادامه مطلب


ادامه مطلب

طبقه بندی: گردشگری در الموت،  عجایب البرز، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 5 خرداد 1389 توسط ازگنین سفلی

اشاره: در آن سوی دشت قزوین سرزمینی وجود دارد که کوه های بلند و صخره های تند و تیز آن مظهر استقامت بشر، خاک آن نماد لطافت و آب آن نوید بخش برکت است، جایی که از مردان سختکوش و زنان همدوش حکایت دارد و این حکایت به روایت نبرد و ستیز حسن صباح و یاران او خلاصه نمی شود. جایی که روایت گر رشادت های جنگجویان است و هم بیانگر احوال رنجوران! این سرزمین را الموت(۱) یا «آشیانه عقاب» (۲) نامید ه اند و گاهی نیز از آن به «سرزمین قلعه ها» یاد می کنند. الموت سالیان سال محل تجمع انسان هایی بوده است که با عشق و علاقه به زندگی خود بها داده اند. این منطقه، جدا از زیبایی خلقتش، حکایت ها و اسرار ناگفته فراوان دارد؛ بهار الموت، شکوفایی طبیعت است. تابستان آن صمیمیت، پائیز آن برکت و زمستان آن مظهر استقامت بشر است. با این اوصاف، گشت و گذاری داریم در سرزمین پر رمز و راز الموت.
گردنه قسطین لار (Gostinlar)
از آخرین آبادی دشت قزوین (محله رزجرد) که می گذری و به سر بالایی های پرپیچ و خم که می رسی، خود را در آغوش طبیعتی می بینی که از چشم انداز زیبایی برخوردار است. این جا «گردنه قسطین لار»، اولین خطه الموت به شمار می رود. حدود دو سوم از وسعت خاک الموت، از کوه «سیالان» گرفته تا ارتفاعات شرق البرز(بالا الموت)، دشت بهرام آباد و راز میان، در این چشم انداز قرار دارند.
جاده های سرازیری قسطین لار را که زیر پا گذاشتی، به دشت سرسبز رجایی دشت (سیاه دشت) می رسی که رودخانه «شاهرود» را در دل خود دارد. در حاشیه های این رودخانه، شالیزارهای برنج و باغات کشاورزی را مشاهده می کنی. رجایی دشت پل ارتباطی رودبار الموت و رودبار شهرستان محسوب می شود. مرکز محورهای اطراف رودبار شهرستان، «رازمیان» و مرکز محورهای رودبار الموت نیز «معلم کلایه» است.(۳)
معدن نمک الموت
بعد از رجایی دشت، دومین گردنه نسبتاً مرتفع الموت، یعنی «شاه کوه»، را پیش رو خواهی داشت. بعد از پشت سر نهادن آن به دره شوره زار نمک الموت می رسی. این خطه دارای نمکزارهایی است که از حاشیه کوه به زمین های شالیزاری هدایت می شوند تا زمینه برداشت نمک مهیا شود. شالیزارهای معدن نمک الموت همانند شالیزارهای برنج دیدنی هستند. در دو دهه اخیر، نمک این خطه به مصرف دام ها، نگهداری غذاها، اندود پشت بام ها و مصرف روزانه مردمان، رسیده است.
یک روز تاریخی در زرآباد الموت
اگر جاده کوهستانی الموت را همچنان ادامه دهی، در دو کیلومتری معدن نمک الموت به روستای «دیکین» می رسی. در آغاز روستا، تابلوی امام زاده علی اصغر را مشاهده می کنی که خیل مشتاقان اهل بیت را به خاک «زر آباد» دعوت می کند. آن جا مدفن فرزند امام موسی کاظم(ع) است که هر ساله روز عاشورا، مهمانان سراسر کشور را به سوی خود می کشاند تا در مقابل یک پدیده اعتقادی قرار گیرند. در محدوده خارجی آرامگاه فرزند امام موسی کاظم (ع)، درخت کهنسالی وجود دارد که سالیان سال نگاه ها را متوجه خود نموده است. مشاهده قطرات خون که از شاخه درخت در وقت معینی از روز عاشورا، تراوش می کند، از دیدگاه مردمان خطه الموت، به خصوص اهالی زرآباد، بی حکمت نیست.
evan_lake_3
رمز و راز دریاچه اوان (ovan)
بعد از پایان بافت قدیمی محله دیکین، جاده فرعی «ده اوان» را در پیش داری. بعد از طی چند کیلومتر، دریاچه اوان را مشاهده می کنی که در دامنه جنوبی «قله اوان» قرار گرفته است. این دریاچه که طول و عرض آن ۵۰۰ متر است، در شمال ده اوان، بین انبوهی از صخره ها و کوه های مرتفع واقع است. آب دریاچه از چشمه های درون آن تأمین می شود.
دشت شالیزارهای الموت
از معلم کلایه (مرکز بخش رودبار الموت) وقتی مسافتی را طی کردی، به دشت شالیزارها می رسی. دره الموت، با تنوع آب و هوایی و همراه با ساقه های برنج آن، واقعاً دیدنی است. روستاهای شهرک، شترخان، هرانک،کافرکش، کشک دشت و سفیددر، دشت شالیزارهای دره الموت را تشکیل می دهند. جاده کوهستانی الموت که بخش قابل توجه آن در این خطه قرار دارد، محل مناسبی برای تفریح و استراحت مسافران است.
ثروت ماهی در شاهرود الموت
رودخانه شاهرود، سرچشمه اقتصاد الموت به شمار می رود. جدا از دشت شالیزارها و باغات کشاروزی، در حاشیه های رودخانه شاهرود، پرورش ماهی نیز انجام می گیرد. ناحیه «خوبان» و «گرمارود بالا» در حال حاضر مرکز پرورش ماهی قزل آلا به شمار می روند و بخشی از غذاهای گوشتی مردمان این منطقه را تأمین می کنند.
گرمارود پر رمز و راز
روستای گرمارود، تقریباً آخرین آبادی منطقه الموت به شمار می رود که دارای آثار باستانی، مراکز زیارتی و سیاحتی و طبیعتی زیبا توأم با شگفتی است. با این که گرمارود پل ارتباطی الموت و شمال کشور است، ولی متأسفانه تاکنون کم تر مورد توجه و لطف دولتمردان بوده است. عدم بازسازی قطعه نویذر، بی توجهی به زیباسازی حاشیه های آبشار گرمارود، غفلت از بازسازی و مرمت زیارتگاه های منطقه، بی اعتنایی به ثروت طبیعی «گچ» در منطقه گچ لات، نبود تسهیلات بهداشتی و درمانی، مکان های ورزشی و کتابخانه و بی توجهی و سهل انگاری در زیرسازی و جاده خاکی حد فاصل «زوارک- گرمارود» به خصوص نیمه تمام گذاشتن پل ها، از جمله مواردی هستند که یاری مسئولان استان و دولتمردان را می طلبد. جدا از مشکلات روستای گرمارود آبادی های اطراف آن، این خطه دارای گفتنی ها و شنیدنی هایی است که در ادامه به آن اشاره می کنیم.
آبشار زیبای گرمارود
یکی از دیدنی های الموت، «آبشار گرمارود» است. ارتفاع آبشار را از سطح زمین حدود ۱۰۰ متر تخمین می زنند که پرش آب آن در فصل بهار دیدنی است. بخشی از آبشار، «پله» گونه است که خود آبشارهای دیگری را تشکیل می دهد. آبشار گرمارود بین دو دهنه از صخره های سخت قرار گرفته و از نقاط مختلف قابل رؤیت است. یکی از پیامدهای حضور این آبشار، تقسیم محله گرمارود به دو بخش، «این دست محله» و «آن دست محله» است.
دوقلوهای کله قندی
«دوقلوهای کله قندی» که در اصطلاح محلی به آن ها «لوله کمر» نیز می گویند، دو ستون سنگی هر کدام با بیش از ۱۵ متر ارتفاع هستند که در بالای روستای گرمارود قرار دارند و از قدمت زیادی نیز برخوردارند. امروزه این دوقلوها، همچنان به عنوان یک نماد یا شاخص اصلی تاریخ گرمارود محسوب می شوند. از آن جا که این دو قلوها، ظاهری به شکل «کله قند» دارند، از قدیم نزد اهالی به نام «کله قندی» شهرت داشته اند.
معجزه در سلسله جبال البرز
در ادامه بخش شمالی روستای گرمارود، کوه معروف «گچ لات»(۵) را مشاهده می کنی که نمونه دیگری از شاهکار خلقت به شمار می رود. پوشش گچ در این منطقه از فرسنگ ها دور قابل رؤیت است. از دیرباز، اهالی گرمارود و آبادی های مجاور، در اندود حمام ها از گچ این منطقه استفاده می کردند و این امر تا دو ده اخیر همچنان تداوم داشته است.
آب معدنی های گرمارود
«گرآب» یا «گراو»،(۶) آب معدنی معروف الموت را گویند که در چند کیلومتری محله گرمارود قرار دارد و از شهرت خاصی نیز برخوردار است. تجربیات گذشته نشان می دهند که استعمال آن به شکل آب سرد و گرم برای رفع انواع بیماری ها بسیار مؤثر است. در منطقه الموت آب معدنی های دیگر نیز وجود دارند که به علت صعب العبور بودن منطقه، از آن ها استفاده نمی شود.
قلعه نویذر
یکی از قلعه های مهم الموت، قلعه نویذر گرمارود است که در بخش قلعه های الموت به آن می پردازیم.
«پیج بن»، منطقه راهبردی جدید الموت
آخرین خطه و مرتفع ترین ناحیه الموت که نزدیک گردنه «سلمبار» قرار گرفته است، پیج بن نام دارد. موقعیت جغرافیایی این منطقه که چشم انداز خوبی نیز دارد، شرایطی فراهم آورده که موجب شده است، دولتمردان آن را یک منطقه راهبردی بدانند. در این منطقه ۲۰ خانوار سکونت دارند که به گله داری مشغول هستند.
قلعه های الموت
شاخص اصلی منطقه الموت در قدیم، قلعه های آن بوده است که در میان رشته کوه های سر به فلک کشیده قرار داشتند و منطقه را به دژ فرماندهان نظامی تبدیل کرده بودند. حمدالله مستوفی در «تاریخ گزیده» می نویسد، ۵۰ دژ مستحکم درکوهستان های الموت وجود داشته است. متأسفانه امروزه با گذشت بیش از ۷۰۰ سال، تنها چند قلعه تخریب شده از این مجموعه باقی مانده است که در ادامه به شرح آن ها می پردازیم.
2009-04-20_22~53-1
قلعه حسن صباح
قلعه تاریخی الموت، نزد مردمان الموت و اهالی «گازرخان»، به «قلعه حسن» نیز شهرت دارد و مورخان نیز از آن به نام «آشیانه عقاب» یاد می کنند.
حسن صباح، به دلیل ناسازگاری با حکومت سلجوقیان و در اوج درگیری با ملک شاه، سرانجام به مصر مهاجرت می کند، در آن جا به فراگیری آئین مذهب اسماعیلیه می پردازد و در نهایت، به عنوان مبلغ این آئین نو، به ایران برمی گردد. حسن پس از گشت و گذار در ایران، سرانجام قلعه الموت را به عنوان مقری برای فعالیت خود انتخاب می کند. تصرف دژ الموت بدون خونریزی و با زیرکی حسن صباح پایان یذیرفت.

«تاریخ جهانگشای جوینی» حکایت ورود حسن به قلعه را زیرکانه توصیف می کند و می نویسد، حسن در سال ۴۸۳ به شکل پنهانی وارد قلعه شد و با پرداخت مبلغ سه هزار دینار، آن را از مهدی علومی (نگهبان قلعه) خرید.
قلعه الموت بر بالای صخره ای که بیش از ۲۰۰ متر بلندی دارد، قرار گرفته است و بنابه روایت حمدالله مستوفی، در سال ۲۴۶ هجری توسط حسن بن زیدالباقری، از علویان مازندران، ساخته شده است، این قلعه از دو قسمت «جورقلا» و «پیلاقلا»، به معنای قلعه بالا و قلعه پائین تشکیل شده است. طول قلعه ۱۲۰ و عرض آن ۳۵ متر است. قلعه الموت را وقتی از جنوب مشاهده می کنی، همانند شتری زانو زده می بینی که عطاملک جوینی، صاحب تاریخ جهانگشا نیز این تشبیه را در کتاب خود آورده است. این قلعه با حدود دو هزار متر ارتفاع از سطح دریا، بر فراز صخره ای ساخته شده است که دیواره های آن را شیب های تند و پرتگاه هایی با ارتفاع ۱۵۰ متر تشکیل می دهند. ضلع جنوبی قلعه تماماً صخره ای و صعب العبور است و ارتباط دژ تنها از ضلع شمالی آن امکان پذیر می باشد. از نقاط دیدنی قلعه، می توان به آب انبار آن اشاره کرد. پوشش آب انبار صخره است و آب درون آن در سطح معینی قرار می گیرد و از آن سطح فراتر نمی رود. در این آب انبار روزنه ای که نشانه خروج یا ورود آب باشد، مشاهده نمی شود. می گویند آب موجود در آب انبار پس از گذشت زمان، نیز گندیده نمی شود.
روایت است که حسن صباح در مدت ۳۵ سال که در قلعه به سر می برد، فقط ۲ بار از آن خارج شد و بر بام قلعه رفت. بقیه عمر خود را صرف مطالعه و جست وجو در امور مذهب و مسائل مردم کرد. پس از مرگ حسن در سال ۵۱۸، کیابزرگ امید اداره قلعه را تا سال ۵۳۲ به عهده گرفت. سرانجام، قلعه نشینان در اثر شیوع بیماری وبا و پس از ماه ها مقاومت در برابر سپاهیان هلاکوخان، عاقبت ناچار به تسلیم شدند و هلاکوخان موفق به تسخیر قلعه گردید.
قلعه نویذر
به روستای گرمارود که می رسی، «قلعه نویذر» را در یک ارتفاع بسیار بالا که توأم با صخره های سخت است، مشاهده می کنی. ارتفاع این قلعه از سطح رودخانه شاهرود حدود ۲۰۰۰ متر است. از نظر موقعیت جغرافیایی، دژ نویذر را باید مهم ترین دژ الموت دانست. این قلعه، ضمن این که دره الموت را در چشم انداز خود دارد، بر ارتفاعات البرزچال، زبور چال، خشچال، زردگله و بلندی های اواتر و آزاتر و گردنه های نرم لات و اوانک نیز ناظر است. این قلعه، به لحاظ این که تقریباً در آخرین خطه الموت بنا گردیده، حائز اهمیت بوده است؛ زیرا دیده بانان از طریق آن، بخشی از ارتفاعات شمال کشور را زیر کنترل خود داشتند.
در بعضی از کتاب ها و سفرنامه های تاریخی از قلعه نویذر به نام «میمون دژ» یاد می کنند. ولی آنچه که از بزرگان محله گرمارود می توان نقل قول کرد این است که قلعه نویذر را «قلعه نوذرشاه یا نویذرشاه» نیز می نامند. روایت های محلی، حکایت از آن دارد که آخرین حاکم این قلعه، یعنی نوذرشاه، از حاکمانی بوده است که احتمالاً در لشکرکشی های مغول به قتل رسید. این قلعه دارای برج ها، آب انبار و مکان هایی به نام «اسب طویله» نیز می باشد که بخش اعظم آن ها از بین رفته است. امروزه، فرسایش زمین رفت و آمد به قلعه را دشوار کرده است، به طوری که باز دید از قلعه بدون امکانات صخره نوردی و بلدچی های محلی امکان پذیر نیست.
قلعه لمبسر (Lambsar)
قلعه لمبسر یکی از شگفت انگیزترین قلعه های ایران است و قدمت آن به دوران پیش از اسلام می رسد. این قلعه را دومین دژ مهم اسماعیلیان بعد از قلعه حسن صباح دانسته اند که دارای ۸ برج، انبار مهمات و آذوقه، آب انبار و نهر سنگی است.
ارتباط قلعه نشینان با محیط خارج از دو راه شمالی و جنوبی امکان پذیر بوده است. این دژ، در بالای کوه شیبداری قرار گرفته و پرتگاه های خطرناکی سه طرف آن را احاطه کرده است. یکی از شگفتی های این دژ، سیستم آبرسانی آن است که منشأ آن «نینه رود» می باشد. این رود که فاصله آن ۱۵ کیلومتر است، آب قلعه را تأمین می کرده است. مسیر آب سنگی و صخره ای بوده و با گذشت ۷ قرن از سقوط قلعه و فرسایش زمین، هنوز قابل رؤیت است.
دژ لمبسر در ۱۶ کیلومتری شمال شرقی قزوین و در ۵ کیلومتری شمال محله «رازمیان»، مرکز بخش رودبار شهرستان قرار دارد. برای ساخت این قلعه، از سنگ همراه با ملاط ساروج استفاده شده است. ارتفاع دژ از سطح شاهرود ۱۴۰ متر می باشد. طول قلعه حدود ۱۸۰ و عرض آن ۶۰ گز است و از دیگر قلعه های الموت کم تر آسیب دیده است. این دژ مستحکم بیش از ۱۱ سال در محاصره سلطان محمد، فرزند ملکشاه سلجوقی مقاومت کرد و سرانجام در سال ۶۵۴ هجری، به دلیل شیوع بیماری وبا، هولاکوخان موفق به تسخیر آن شد.
میمون دژ
از قلعه های مهم اسماعیلیان که محل استقرار رکن الدین خورشاه، آخرین رهبر فرقه اسماعیلیان بوده است، می توان از «میمون ذر» یا «میمون دژ» نام برد. هر چند درباره محل دقیق این قلعه بین مورخان اختلاف نظر وجود دارد، ولی تاریخ ساخت این قلعه را زمان علاءالدین محمد دانسته اند.
در تاریخ جهانگشای جوینی آمده است، قلعه میمون دژ در فاصله سال های ۶۳۵-۶۱۸ قمری، در زمان علاءالدین محمدشاه ساخته شده است. پس از نبرد سنگین بین قلعه نشینان به رهبری خورشاه و سپاه مغول، سرانجام این قلعه نیز مانند قلعه های الموت، لمبسر و نویذر، توسط هولاکوخان تسخیر شد.

زیرنویس:
۱- الموت در قدیم به «اله+ اموت» نیز شهرت داشت. «آله» به زبان دیلمی به معنای عقاب و «اموت» نیز به معنای آشیان است.
۲- آشیانه عقاب، معنای واژه های «آله+اموت» است.
۳- رودبار شهرستان شامل روستاهای دستجرد سفلی، بهرام آباد و رجایی دشت است و مرکز آن «رازمیان» در ۵۵ کیلومتری شمال قزوین قرار دارد. رودبار الموت نیز که از سه بخش:
الموت بالا، الموت پائین و الموت مرکزی تشکیل شده، به مرکزیت «معلم کلایه»، در ۸۰ کیلومتری شمال شرقی قزوین واقع گردیده است.
۴- از محدوده های پایانی ارتفاعات اواتر و آزاتر (evater, azater) در الموت بالا تا حاشیه های بخش رودبار شهرستان که همه به رودخانه شاهرود منتهی می شوند، دره الموت شکل می گیرد.
۵- اصطلاح «لات» به حاشیه های پایانی کوه که توأم با سنگ ریزه و نهر آب است، اطلاق می شود.
۶- واژه «گر» در ترکیب «گر آب»، نام نوعی ماده معدنی است.

آثار تاریخی الموت

-دژ لمبسر در الموت پائین و در روستای رازمیان که در فاصله 22 کیلومتری از رجائی‌دشت است (فاصله رجائی‌دشت تا قزوین حدود 55 کیلومتر است.)

-امامزاده علی اصغر و درخت خونبار روستای زرآباد به فاصله حدود 68 کیلومتری قزوین

-دریاچه اوان به فاصله 70 کیلومتری قزوین در مسیر جاده اصلی الموت

-دژ شمس کلایه به فاصله 2 کیلومتری در شمال مرکز بخش الموت بالا (معلم کلایه)

-غارهای طبیعی دره اندج رود با طبیعت زیبا و بکر

-قلعه حسن صباح به فاصله 30 کیلومتری از معلم کلایه

- امامزاده سپهسالار در روستای خشکچال

-روستای پلکانی آتان، کلایه و هنیز به فاصله 37 کیلومتری از معلم کلایه

-قلعه نویزر در گرمارود

-آبشار گلالک در روستای پیچه‌بن در مسیر جاده الموت به شمال (این جاده فعلاً خاکی است)

-کاروانسرای پیچه‌بن در مسیر جاده خاکی الموت به شمال در 60 کیلومتری معلم کلایه

-شیرکوه در منطقه دوآب به فاصله 20 کیلومتری از معلم‌کلایه

-کوه‌ها و ارتفاعات منطقه مانند هودکان- شاتان- البرز- سیالان- خشچال- تخت سلیمان

هزینه سفر

اگر مبدأ حرکت شما تهران و مقصد شما قلعه الموت باشد بعد از مسیر بزرگراه تهران- قزوین که 135 کیلومتر است وارد مسیر کوهستانی الموت می‌شوید که تا قلعه الموت حدود 95 کیلومتر است یعنی شما مسافتی حدود 230 کیلومتر را جهت سفر به سمت قلعه الموت طی می‌کنید. رفت و برگشت این مسیر حدود 500 کیلومتر است که می‌توان با یک بار پر کردن باک بنزین ‌ آن را طی کرد.

در بین راه استراحتگاه‌هایی نیز وجود دارد که می‌توانید جهت خوردن چای، صبحانه یا ناهار در آنها توقف کنید. مغازه‌ها و سوپرمارکت‌ها قیمت مواد غذایی‌شان مصوب است.

اسکان در خانه معلم و سوئیت‌های دیگر شبی 35 هزار تومان و در خانه‌های ویلایی محلی شبی 35 تا 50 هزار تومان است که بسته به مکان و امکانات آنها قیمت‌ها متفاوت است.

غذا نیز در اکثر سوئیت‌ها و غذاخوری‌ها با رعایت کامل اصول بهداشتی موجود است. اگر در روزهای غیر تعطیل به الموت سفر کنید ترافیک کمتری دارید، ضمن این که سفری با کمیت و کیفیت بیشتری خواهید داشت.

.............................................................................................................................................................

قلعه حسن صباح:
سال بنای قلعه الموت در كتاب نزهه القلوب حمدالله مستوفی 246 هـ.ق بیان شده است كه همزمان با خلافت متوكل خلیفه عباسی بود. این قلعه بر فراز كوهی است كه اطراف آن را پرتگاه های عظیم و بریدگی های شگفت فرا گرفته است. این رشته كوه سنگی از نرمه گردن شروع شده تا رودبار الموت ادامه دارد قلعه اصلی بر روی این رشته كوه بنا شده است. (از گرما رود تا شمس كلایه)
قلعه الموت را مردم محل «قلعه حسن» نامیده اند كه از دو قسمت تشكیل یافته است. قسمت غربی كه دارای ارتفاع بیشتر است بنام «جور قلا» یعنی قلعه بالا و «پیلا قلا» یعنی قلعة بزرگ خوانده می شود. قسمت شرقی آنرا «جیرقلا» یعنی قلعه پایین و «پیازقلا» یعنی قلعه كوچك مینامند.
طول قلعه حدود 120 متر و عرض آن بین 10 تا 35 متر است.
وستعت این دژ بر روی صخره ای به ارتفاع 220 متر از زمینهای اطراف قرار دارد. و بلندی آن از سطح آبهای آزاد 2163 متر است. وسعت این دژ بیش از 2000 متر مربع است كه بر روی شیب صخره در سطح مختلف آن بناهای مورد نیاز دژ بنا شده است.

قلعه لمبسر :
قلعه لمبسر «نایب الحكومة و زمستان گاه الموت» با بیش از 6 هكتار وسعت بزرگترین دژ سرزمین الموت است. و در سه كیلومتری شمال شرقی رازمیان در الموت غربی قرار دارد. كه بربلندی ای در دامنه جنوبی زردچال قرار گرفته و ارتفاع آن از سطح دریا 1225 متر است. دره های عمیق و نیز رود دسترسی به دژ را از شرق و غرب غیرممكن ساخته است.
كیابزرگ امید یكی از داعیان اسماعیلیه و یار حسن صباح كه پس از درگذشت او جانشین و فرمانروای الموت شد، این قلعه را در بیستم ذی القعده سال 489 تصرف كرد. این قلعه جایگاه مهمی در تاریخ الموت در طی 170 سال فرمانروایی اسماعیلیه در الموت داشته است. تا جاییكه درمقابل یورش مغولان چند سال پایداری كرد.
این قلعه كه یكی از عظیم ترین و وسیع ترین دژهای منطقه است، دو رود «نینه رود» و «لمه در» در دو سوی آن جریان دارند. قلعه لمبسر از سه جهت شرق، جنوب ، و شمال به پرتگاه های ترسناكی منتهی میگردد.

چنار خونبار الموت :
این درخت كه به چنار خونبار معروف است نوعی صنوبر است كه در روستای زرآباد الموت واقع است. روستای زرآباد در 80 كیلومتری شمال قزوین واقع شده است. برای به تصویر كشیدن این رویداد پر رمز و راز كه هر ساله عده كثیری از سراسر كشور و خارج برای مشاهده آن چند روز قبل از عاشورا خود را به منطقه الموت و روستای زرآباد می رسانند. تا در عزاداری امام حسین شركت كنند و هم از نزدیك جاری شدن «خونابه» را به چشم خود در سحرگاه عاشورا از «چنار خونبار» ببینند.

دره نینه رود :
این دره در نزدیكی روستاهای «هیر» و «ویار» و با رود پرآبی كه در آن جاری است یكی از مناطق ییلاقی و زیبای رود بار شهرستان محسوب می شود. دره نینه رود پر از فندق زارهای سرسبز است و قسمتهای شمالی و مرتفع آن دارای مراتع خوش آب و حواست. یكی از قدیمی ترین مسیرهای رفت و آمد بین گیلان و قزوین ازاین دره می گذشت بخش هایی از راه سنگ فرش آن هنوز سالم به جای مانده است.

آبشار پیچه بن :
روستای پیچه بن از دهستان الموت بالا بخش رودبار الموت در فاصله 34 كیلومتری شرقی معلم كلایه واقع است. یكی از جاذبه های روستای پیچه بن ، آبشار پیچه بن در جنوب روستا و دشت سرسبز و پرآب و وجود كوهای سربه فلك كشیده معروف «زنگولان نرگس» و «تخت سلیمان» است.
وجود كاروانسرای كوهستانی پیچه بن به زیبایی این منطقه افزوده است. این بنا دارای 240 متر مربع زیربنا و یك اتاق و اسطبل می باشد. این بنا متعلق به اواخر دوره صفویه و اوایل قاجاریه می باشد.

دریاچه اوان:
بزرگترین و زیباترین دریاچه در منقطه قزوین دریاچه اوان نام دارد به فاصله هفتاد و پنج كیلومتری قزوین در جاده قزوین – معلم كلایه قرار گرفته است. این دریاچه با مساحتی كمتر از شش هكتار دارای آب شیرین است. طول آن در طویل ترین قسمت 335 متر و عرض آن 275 متر و عمق آن از یك تا 20 متر در نوسان است. این دریاچه زیبا كه چون نگینی فیروزه ای در حلقه چهار آبادی اوان، وربن، زواردشت، وزرآباد می درخشد 1800 متر از سطح دریا بلندتر و بیش از 70000 متر مربع وسعت دارد. گونه های جانوری چون انواع ماهیان قزل آلای رنگین كمانی، كپور، اردك ماهی، خرچنگ ، لاك پشت، اردك های وحشی، پرندگان و حشرات و گونه های گیاهی متنوع در آن به چشم می خورد.

شاهرود :
شاهرود به مجموعه از رودهای دره الموت گفته می شود كه از شرق به غرب، شمال به جنوب و از جنوب به شمال در جریان است و به آن الموت رود گفته می شود. طول شاهرود 48 كیلومتر ، ارتفاع سرچشمه 3200 متر می باشد. الموت رود در شمال غرب روستای شیركوه و با جهت شرقی ، غربی به طالقان رود متصل شده و شاهرود را تشكیل می دهد كه با پیوستن رودهای فرعی دیگر پس از طی مسافتی از لوشان می گذرد و با پیوستن به رود قزل اوزن در نزدیكی منجیل به همراه با سفید رود به دریاچه سفید رود می‌ریزد.





طبقه بندی: گردشگری در الموت، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 توسط ازگنین سفلی

 

قلعه الموت
قلعه الموت در شمال شرقی روستای گازرخان و بر فراز كوهی از سنگ به ارتفاع ۲۱۰۰ متر از سطح دریا قرار دارد این كوه از نرمه گردن (میان نرمه‌لات و گرمارود) شروع شده و به طرف مغرب ادامه پیدا كرده است.
صخره‌های پیرامون قلعه كه رنگ سرخ و خاكستری دارند، در جهت شمال شرقی به جنوب غربی كشیده شده‌اند.
پیرامون دژ از هر چهار سو پرتگاه است و تنها راه ورود به قلعه در انتهای ضلع شمال شرقی است كه كوه هودكان با فاصله‌ای نسبتاً زیاد بر آن مشرف است. این قلعه یكی از جاذبه‌های گردشگری استان قزوین محسوب می‌شود.
قلعه الموت یکی از منحصر به فردترین دژهای تاریخی ایران است که در منطقه رودبار الموت از توابع قزوین واقع شده است.
نام الموت در تاریخ ایران با نام اسماعیلیه گره خورده و حسن صباح به عنوان رهبر فرقه اسماعیلیه از این قلعه به عنوان پایگاه حکومت خود و ترویج عقاید اسماعیلیه بهره می‌برده است.
در مکتوبات تاریخی از قلعه حسن صباح در دوره صفوی به عنوان زندان یاد شده است. اما کاوش‌های باستان‌شناسی در این قلعه نشان می‌دهد که دژ الموت نه تنها زندان نبوده بلکه افرادی که در آن می‌زیسته‌اند از مرتبه اجتماعی خاصی برخوردار بوده‌اند.
قلعه الموت را که مردم محل؛ قلعه حسن می‌نامند از دو قسمت تشکیل شده است. قسمت باختری که دارای ارتفاع بیش‌تری است به نام جورقلا یعنی قلعه بالا و پیلاقلا یعنی قلعه بزرگ خوانده می‌شود.
قسمت خاوری آن را جیرقلا یعنی قلعه پایین و پیارقلا یعنی قلعه کوچک نامند. دیوار خاوری قلعه بالا با قلعه بزرگ کم‌تراز قسمت‌های دیگر صدمه دیده است. طول قلعه حدود 120 متر و پهنای آن بین 10 تا 35 متر متغیر است.
یکی از شگفتی‌های قلعه حسن یا الموت، سیستم پیچیده آب رسانی با تنبوشه‌هایی به قطر 10سانتی متر است که از چشمه کلدر آب را به دژ رسانده و درحوض‌های سنگی ذخیره می‌کرده‌اند.
در جنوب باختری این قسمت از قلعه، در میان شیب بسیار تندی که به پرتگاه‌های عمیق می‌رسد؛ حوضی در دل سنگ به ابعاد تقریبی5×8 متر کنده‌اند که هیچ گاه ازآب خالی نشده است.
این قلعه؛ بسیار مورد توجه گروه‌های گردشگری است و هرساله مورد بازدید گردشگران ایرانی و خارجی زیادی قرار می‌گیرد.
در گفتگو با دكتر حمیده چوبك باستان شناس ، پژوهشگر نمونه و مدیر پایگاه میراث فرهنگی الموت مطرح شد؛
قلعه الموت تا ده سال دیگر ، بی‌غبار!
 

گفتگو از ریكا حسامی
اشاره:
به‌تدریج انبوه غبار از چهره " قلعه الموت" به‌عنوان یكی از آثار باستانی و تاریخی ایران و جهان زدوده می‌شود تا این قلعه حقایق شگرفی را از گذشته‌های بسیار دور بیان كند. شنیده بودیم كه سرپرست كاوش‌های قلعه الموت یك بانوی باستان شناس متبحر است كه پیش از آن سرپرست كاوش‌های آثار باستانی بسیاری در ایران بوده است.
گرفتن وقت مصاحبه از خانم دكتر حمیده چوبك كاوشگر نمونه كشور و مدیر پایگاه میراث فرهنگی قزوین چندان دشوار نبود. هر چند كه ایشان به دلیل مشغله زیاد كاری مرتبا در سفر و جلسات كاری متعددی بودند.
وی در گفتگو با رسالت خاطر نشان ساخت كه باستان شناسی در یك كشور باستانی مانند ایران ، نقش كلیدی در توسعه دارد و دلیل جذب گردشگران فرهنگی است.
به گفته مدیر پایگاه میراث فرهنگی الموت، حداقل ده سال وقت لازم است كه كل قلعه الموت از خاك بیرون بیاید ضمن اینكه حفاظت و پایش این محوطه باستانی تا ابد باید ادامه یابد. دكتر حمیده چوبك كه به دلیل جلوگیری از غارت و تخریب آثار باستانی جیرفت عنوان پژوهشگر نمونه كشور را دریافت كرده است، اظهار داشت: دژ الموت نقش مهمی در تاریخ و فرهنگ ایران بویژه تشیع داشته و مركز مهم علمی و فرهنگی و مذهبی بوده است و من این شانس را در زندگی كاریم داشتم كه مسئولیت مهمترین نهاد فرهنگی و معنوی این سرزمین به دست من سپرده شود. سرپرست كاوش‌های جازموریان، شهر جیرفت، شهر اسلامیه و شهر دقیانوس معتقد است كه زنان در رشته باستان شناسی موفق بوده‌اند.
این گفتگو فرارویتان قرار دارد.

در یك كشور باستانی مانند ایران رشته باستان شناسی باید خیلی پركار باشد، آیا این‌طور است؟
بله، بسیار پركار است و یكی از رشته‌های بسیار زیرساختی و بنیادی است كه باید به آن توجه بشود و روی آن سرمایه‌گذاری صورت بگیرد. چون اگر می‌گوییم گردشگری یكی از منابع مهم توسعه است میراث فرهنگی گرداننده توسعه است بویژه كاوش‌های باستان‌شناسی یكی از منابع زیر ساختاری است. نتایج كاوش‌های باستان شناسی و یافته‌هایی كه از باستان شناسی به دست می‌آید یكی از منابع مهم گردشگری فرهنگی است. كشور ما یك كشور باستانی است و گردشگران معمولا برای دیدن آثار باستانی می‌آیند و اگر محوطه‌های باستان شناسی به‌صورت
علمی ، هدفمند، روشمند و در چارچوب باستان شناسی ملی كاوش شوند اینها از منابع مهم گردشگری و ایجاد هویت و تشخص ملی می‌شود. یك نویسنده معروف می‌گوید:" چهره‌ای كه من امروز در آینده می‌بینم چهره‌ای از تمام گذشته من است و من بدون گذشته‌ام چهره‌ای ندارم". این واقعیت است. میراث فرهنگی و آثار باستانی بخشی از هویت و وجود ماست. هر چه بیشتر شناسایی بشود چهره‌ها مشخص‌تر و با
هویت تر خواهد بود.
تاكنون چند كتاب تالیف كردید و تحقیقات شما در زمینه باستان شناسی در چه موضوعاتی بوده است؟
كتاب سفال اشكانی را از فرانسه به فارسی ترجمه كردم. مقالات چندی به زبان انگلیسی در سمینارهای مختلف از جمله بخش سفال ایران دارم. مقالات متعددی در كنگره‌های باستان شناسی ارائه كرده‌ام كه چاپ شده است. نتیجه كاوش‌های الموت و جیرفت را نیز ان‌شاء الله به چاپ خواهم رساند.
تاكنون تحقیقات شما در زمینه باستان شناسی در چه موضوعاتی بوده است؟
عضو كاوش‌های باستان شناسی جازموریان بودم. منطقه بسیار مهم ناشناخته و دور افتاده‌ای بود كه آثار ارزشمندی از دوره مفرغ، آغاز شهرنشینی ودوران پارت از آنجا به‌دست آمد.
اینها یافته‌های مهمی بود كه تغییراتی در فرضیات و پژوهش‌های جهانی ایجاد كرد. به‌دنبال غارت‌هایی كه در محوطه‌های جیرفت در سال 80 صورت گرفت من به‌صورت داوطلبانه در آنجا حضور پیدا كردم وتوانستم از كاوش‌های غیر مجاز ، به كمك مسئولین انتظامی و دولتی جلوگیری كنم و بعد از آن كاوش‌های علمی و روشمند اتفاق افتاد. با كاوش‌های شهر دقیانوس كه یكی از هسته‌های مهم شهرهای اسلامی است( وسعتی بیش از 12 كیلومتر مربع دارد) صورت گرفت وتوانستیم بخش‌های متعددی در چهار فصل كاوش به‌دست آوریم كه شامل حمام، بازار، بخش‌های صنعتی و مهمترین آن مسجد جامع با گچ‌بری نفیس بود. الان كه شما در حال صحبت با من هستید مهمترین كاوشی كه من در آن شركت دارم كاوش دژ الموت است . دژالموت، شهرت ملی و فراملی و جهانی دارد. و نقش مهمی در تاریخ و فرهنگ ایران بویژه تشیع داشته و مركز مهم علمی و فرهنگی و مذهبی بوده است. خواجه نصیرالدین طوسی مهمترین منجم ایران و جهان در آنجا به فعالیت‌های نجوم و علمی پرداخته است ومن این شانس را در زندگی كاریم داشتم كه مسئولیت مهمترین نهاد فرهنگی و معنوی این سرزمین به‌دست من سپرده شده است.
قبل از اینكه شما كاوش‌ها را شروع كنید قلعه الموت چه وضعیتی داشت؟
قلعه الموت قبل از شروع كاوش‌های ما قله خاكی بود و الان بخش‌های مهمی از آن از جمله دارالملك و دارالاماره از زیر خاك به‌دست آمده است. سیستم آب‌رسانی آن مشخص شده است كه دارای نظام مهندسی بالایی است. الان هر روزه بسیاری از گردشگران به سرزمین الموت می‌آیند. چون این سرزمین دارای ارزش‌ها و منابع مهم طبیعی ، تاریخی و فرهنگی است كه ما بخشی از آن را شناسایی و احیا كردیم و همین فعالیت ما باعث رونق و توسعه منطقه و مردم شده است و نقش مهمی در اقتصاد منطقه داشته است. اینكه می‌گوییم میراث فرهنگی گرداننده توسعه است یكی از نمونه‌های آن در الموت قابل مشاهده است. ارتقای علمی، فرهنگی و اقتصادی در منطقه به‌وجود آمده است. با تایید مسئولین استانی، ملی و سازمان‌های جهانی از جمله یونسكو از فعالیت‌های ما می‌توانیم بگوییم كه كاوش‌های قلعه الموت پروژه موفقی بوده است.
آیا شما لوح تقدیر یونسكو را به‌دلیل سرپرستی این پروژه دریافت كردید؟
بله،‌به‌دلیل فعالیت‌هایی كه ما در قلعه الموت داشتیم آنها ما را مورد تقدیر قرار دادند.
آیا همین پروژه میراث فرهنگی الموت باعث شد كه شما به‌عنوان پژوهشگر نمونه مطرح شوید؟
بله، پروژه الموت و نقشی كه در جلوگیری از غارت و تخریب آثار باستانی جیرفت داشتم.
چند سال است كه به‌عنوان باستان شناس كار می‌كنید؟
35 سال است كه كار می‌كنم.
خیال بازنشسته شدن ندارید؟!
نه( باخنده) هر موقع كه مسئولین تشخیص بدهند نمی‌توانم كاری انجام بدهم به این افتخار نایل
خواهم شد!
چه شد كه شما باستان شناس شدید و انگیزه شما از ادامه تحصیل در این رشته چه بود؟
من در یك خانواده كتابخوان و اهل دانش در شیراز بزرگ شدم. روزهای تعطیل ما بیشتر در كنار آثار باستانی و تخت جمشید می‌گذشت و لذا علاقه‌مند به آن بودم ولی اینكه بگویم از كودكی دوست داشتم باستان شناس بشوم، شاید دروغ گفته باشم. با صداقت بگویم كه به رشته‌های هنری ومیدانی علاقه‌مند بودم. ولی وقتی در كنكور سراسری علوم انسانی شركت كردم مردد بودم.
سال اول گفتم شاید تغییر رشته بدهم و به رشته‌های هنری ومعماری بروم یكی گفت اگر این‌قدر به رشته‌های هنری و معماری علاقه‌مند هستی، بگذار من شما را به كلاسی راهنمایی كنم. من به‌صورت مستمع آزاد در كلاس تاریخ هنر رشته باستان شناسی شركت كردم و دیدم تمام خواسته‌های من در این رشته پاسخ داده می‌شود. این بود كه با آگاهی این رشته را انتخاب كردم.
اگر به عقب برگردید باز هم این رشته را انتخاب می‌كنید؟
(باخنده) اگر فضا نورد نشوم، البته!
از آنجا كه نوع فعالیت آدم‌ها بر خلقیاتشان اثر می‌گذارد بفرمایید یك باستان‌شناس دارای چه ویژگی‌های منحصر به فرد اخلاقی است؟
مهم این است كه یك باستان شناس بتواند با مردم تعامل و برخورد اجتماعی درست داشته باشد. كار باستان شناسی یك كار فردی نیست یك كار دسته‌جمعی است و شما باید بتوانید خودتان را هم با كارگر وهم با متخصصین رشته‌های مختلف هماهنگ كنید. لازم است كه صبرو حوصله زیاد و طاقت كار میدانی داشته باشید. ما همیشه از 4 صبح تا پاسی از نیمه شب گذشته مشغول فعالیت هستیم. یك باستان‌شناس باید كنجكاو، صبور و پیگیر باشد و لازم است كه ذهن خلاق داشته باشد ، بتواند یافته‌ها را تحلیل و تبیین كند. تاریخ را بداند، محیط زیست را بشناسد، حداقل یكی دو زبان خارجی بداند تا بتواند از منابع استفاده كند. اطلاعات یك باستان شناس باید به روز باشد. كار ما كار مستند سازی است و باید نقشه‌برداری، طراحی و عكاسی بدانیم.
آیا زنان می‌توانند در این رشته به‌راحتی فعالیت كنند؟
زنان در رشته باستان شناسی بسیار خوب فعالیت می‌كنند وبسیار هم موفق هستند.
علت موفقیت آنها در این رشته چیست؟
خانم‌ها كنجكاو وصبورند و به‌راحتی می‌توانند گروه را مانند خانواده مدیریت كنند.
آیا تعداد زیادی از خانم‌ها به این رشته آمده‌اند؟
خانم‌های بسیاری به این رشته آمده‌اند و فعالیت می‌كنند. یكی از كارشناسان یونسكو كه به ایران آمده بود می‌گفت: این خانم‌ها همه‌اش كار می‌كنند. خانم‌ها در باستان شناسی خیلی نقش دارند تاكنون سرپرست تعدادی از كاوش‌های مهم خانم‌ها بوده‌اند. مثل دره‌شهر، ورامین و ... خانم‌ها در باستان شناسی همگام آقایان هستند.
به‌عنوان سرپرست كاوش‌های قلعه الموت بفرمایید كاوش‌های این منطقه چه زمانی تمام می‌شود و مردم می‌توانند آنجا راببینند؟
حقیقت این است كه كاوش‌های باستان‌شناسی الموت هیچ‌وقت تمام نمی‌شود و كارهای پایش و حفظ مرمت آن ادامه خواهد یافت و مستمر است.
از زمانی كه ما كاوش‌ها را شروع كردیم گردشگران می‌آیند. یكی از جذابیت‌های آن برای گردشگران این است كه می‌گویند ما هر سال كه می‌آییم، چیز تازه‌ای می‌بینیم! چون هر سال یافته‌های جدیدتری در الموت خواهد بود. بنابراین گردشگران بارها می‌آیند و كاوش‌های ما یكی از جذابیت‌های گردشگران است.
حداقل ده سال وقت لازم است كه كل قلعه الموت را از خاك دربیاوریم ضمن اینكه باید به‌طور مستمر در آنجا مطالعات موردی ، حفاظت و پایش هر روزه و هر ساله وجود داشته باشد. محوطه باستان شناسی باید همیشه مراقبت بشود. شاید طی ده سال آینده همه آثار بتواند از زیر خاك دربیاید.
آخرین سخن...؟
ما باید به‌عنوان ایرانی برای باستان شناسی ارزش قائل بشویم زیرا باستان شناسی در یك كشورباستانی مثل ایران نقش كلیدی در توسعه دارد .
متشكرم.

 

برای دانلود کتاب این قلعه مرتفع و مستحکم میتوانید به قسمت دانلود در همین وبلاگ مراجعه کنید.





طبقه بندی: گردشگری در الموت، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 توسط ازگنین سفلی

دریاچه اوان، زیبای خفته الموت


اگر در حوالی پایتخت یا شهرهای شمالی کشور زندگی می کنید، بهترین گزینه شما برای سفری یک روزه در تعطیلات داغ این روزها، شهر قزوین است. کافی است بار و بندیلتان را جمع کنید و خود را برای یک روز گشت و گذار در طبیعت قزوین آماده کنید. قزوین با دریاچه اوان، قلعه الموت و طبیعت زیبای ارتفاعاتش حرف های زیادی برایتان خواهد داشت! دریاچه اوان بعد از قلعه الموت معروفترین میراث طبیعی قزوین به شمار می رود. دریاچه ای که در نیمه‌های شمالی الموت و در دامنه‌های خشچال، مانند زمردی درخشان می‌درخشد و با چشم‌اندازی منحصربه‌فرد چشم هر بیننده‌ای را به خود خیره می‌كند. این دریاچه تنها از آب چشمه‌های زیرزمینی موجود در بستر دریاچه تغذیه می‌كند و بخش ناچیزی از آن هم هنگام بارندگی تامین می‌شود.

دریاچه اوان در تابستان پذیرای شناگران و قایق‌سواران است، در پاییز مأمن پرندگان مهاجری مثل قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به یخ‌زدن سطح آن باب طبع اسكی‌بازانی که به دنبال یک تجربه لذتبخش هستند!




آب این دریاچه به حدی صاف و زلال است كه در فصل تابستان در محل ماهیگیری می‌توان ماهی‌ها را كه در عمق كمی از سطح آب شنا می‌كنند، دید. هرچند كه بی‌توجهی برخی ماهیگیران، مسافران، گردشگران و قایقرانان باعث آلودگی سطحی بخش‌هایی از آن شده است.
اما هنوز هم این دریاچه زلال در تابستان پذیرای شناگران و قایق‌سواران، در پاییز مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به یخ‌زدن سطح آن باب طبع اسكی‌بازانی که به دنبال یک تجربه لذتبخش هستند!
این دریاچه كه رسماً به‌عنوان یكی از مناطق پرجاذبه گردشگری جهان شناخته شده غیر از آبرسانی به گونه‌های درختی دست‌كاشت نظیر بید، چنار، تبریزی، سیب، آلبالو، گیلاس، سنجد، فندق و گردو و گیاهان علفی مانند گون، كنگر، شیرین‌بیان، گونه‌های مختلف دیگر از خانواده گرامینه و لگومینیوزه را هم در حوزه آبخیز داری خود نگاه داشته است.
بد نیست بدانید كه همین دریاچه و محیط پیرامون آن، زیست‌بومی طبیعی برای پلنگ، خرس قهوه‌ای، روباه، شغال، گرگ، گراز، شنگ، سیاه‌گوش (گربه وحشی)، انواع عقاب‌ها، دال، دلیچه، شاهین، جغد، كبك، فاخته، داركوب، سبزقبا، زاغی و انواع گنجشك‌سانان، قورباغه، لاك‌پشت و خرچنگ به وجود آورده است
هرچند كه برخی از این گونه‌ها همچون كل و بز به علت شكار بی‌رویه و تخریب زیستگاه آنان كاهش چشمگیری یافته‌اند اما هنوز هم این زیست‌بوم، محیطی امن برای ساكنانش محسوب می‌شود.

اما برای رسیدن به این دریاچه باید از مسیر اصلی الموت حدود 10 كیلومتر دور شوید و از جاده‌ای آسفالته به روستای زرآباد برسید. در كنار این روستا دریاچه مستطیل شكل اوان پیداست، این دریاچه همچنین در میان چهار روستای اوان، وربن، زواردشت و زرآباد قرار دارد.
اگر گذارتان به اوان افتاد بد نیست بدانید که علاوه بر اقامتگاه های قزوین، فضای كافی هم برای چادر زدن جهت استراحت در طبیعت وجود دارد. علاوه بر این می توانید روی خانه های اجاره ای روستاهای اطراف هم حساب کنید تا سفرتان رنگ و بوی اکوتوریستی بیشتری بگیرد!





طبقه بندی: گردشگری در الموت، 
.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ متعلق به پایگاه اطلاع رسانی روستای ازگنین سفلی میباشد| ezgeninsofla.mihanblog.com

  • رمز موفقیت
  • رفتن
  • ضایعات